تبليغاتX
ღ♥ღ حرف دل ღ♥ღ
این وبلاگ تقدیم می گردد به زندگی , اميد , نفس و عشق ابديم نسيم

آري گاهي اوقات عاشق مي شويم


و طوري عشق مي ورزيم كه گويا معشوق پاره اي از

 
تنمان شده و هر لحظه او را به خود نزديكتر مي بينيم

 
به طوري كه همه آينده خود را در وجود او خلاصه كرده

 
 و حتي گاهي اوقات زندگي بدون او را بدتر از جهنم مي بينيم

 
 و گاهي اوقات دلمان آنقدر برايش تنگ مي شود

 
 كه مي خواهيم او را از روياهايمان بيرون كشيده

 
 و در دنياي واقعي در آ غوش گرفته و به اندازه تمام عمرگريه كنيم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 16:52  توسط علی  | 

پروردگارا!

من از سياهي همه چيز به تو پناه آورده ام و به روح بلندي كه در جانم دميده اي و روح مرا به زمان بي آغاز مي كشاند كه هيچ كس نبودوتو بودی

زمين را آفريدي سبز.قلم آبي بر آسمان كشيدي تا پرنده دلش از پرواز نگيرد.هيچ چيز را سياه نيافريدي.فقط خورشيد را از ما گرفتي و آن زمان شب نام گرفت و گفتي در دل شب يا مرا بخوانيد و بخواهيد يا چشم فرو ببنديد و آرام گيريد.و خود مي داني كه خورشيد ياد تو سياهي را به سپيدي بدل مي كند و تب شيرين حضورت سرماي بي كسي را مي برد.پس شب فقط با تو زيباست و بي تو مامني تنها براي خواب!

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 16:7  توسط نسیم  | 

زندگي چيست؟
 اگر خنده است
چرا گريه مي کنيم ؟
 اگر گريه است
چرا خنده مي کنيم ؟
اگر مرگ است
 چرا زندگي مي کنيم ؟
 اگر زندگي است
 چرا مي ميريم؟
اگر عشق است
چرا به آن نمي رسيم؟
اگه عشق نيست
 چرا عاشقيم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:9  توسط علی  | 

سبزه ها در بهار مي رقصند
 من در کنار تو به آرامش مي رسم،
و آنجا که هيچ کس به ياد ما نيست ،
تو را عاشقانه مي بوسم،
 تا با گرمي نفسهايم ،
 به لبانت جان دهم و با گرمي نفسهايت،
 جاني دوباره مي گيرم.
دوستت دارم،
 با همه هستي خود اي هستي من دوستت دارم.
 و هزاران بار خواهم گفت که :
من دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 10:34  توسط علی  | 

اگر درياي دل آبي است


تويي فانوس زيبايش

 
اگر آيينه يک دنياست

 
تويي معناي دنيايش

 
تو يعني دسته اي گل را

 
ز آن سوي افق چيدن

 
تو يعني پاکي باران

 
تو يعني لذت ديدن

 
تو يعني يک شقايق را

 
به يک پروانه بخشيدن

 
تو يعني از سحر تاشب

 
به زيبايي در خشيدن

 
تو يعني يک کبوتر را

 
زتنهايي رها کردن

 
خداي آسمانها را

 
به آرامي صدا کردن

 
 تو يعني مثل نيلوفر

 
هميشه مهربان بودن

 
تو يعني باغي از مريم

 
تو يعني کهکشان بودن

 
تو يعني چتري از احساس

 
براي قلب باراني

 
 تو يعني پيک آزادي

 
براي روح زنداني

 
تو يعني دسته ای گل را

 
به دست اطلسي دادن


تو يعني در زمستانها

 
به فکر پونه افتادن

 
اگر يک آسمان دل را

 
 به قصد عشق بردارم

 
ميان عشق و زيبايي


             تو را من دوست می دارم   

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:37  توسط علی  |