|
|
|
|
در چشمان زيبايت معني عشق را فهميدم در نگاه براقت با تو بودن را ديدم از نفس هاي گرمت جان گرفتم از صداي زيبايت ترانه عشق شنيدم اي بهترينم دوست دارم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 9:36 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 9:38 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
لحظه ها خاطره اند.. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 21:27 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
با مداد آبي,آسمون و رودخونه رو مي کشم . با مداد صورتي,گل ها رو مي کشم . با مداد قهوه اي,شاخه ي درخت ها رو مي کشم . با مداد سفيد,ابر ها رو مي کشم . با مداد قرمز,چند تا ماهي مي کشم . با مداد بنفش,چند تا پروانه مي کشم . با مداد نارنجي,آجرهاي خونه رو مي کشم .(همون كلبه عاشقانمون) و با همه ي رنگ هاي مدادرنگي دنياي رنگارنگي به زيبايي رنگين کمان رو مي کشم . همه اين دنيا رو به تو تقديم ميکنم به تو تويي که دنيامو رنگين کردي.. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 14:14 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 0:0 توسط نسیم
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 21:34 توسط نسیم
|
|
||