|
|
|
|
اين روزها عشقت برايم هر لحظه رنگي تازه دارد قلبم براي از تو گفتن يه شوق بي اندازه دارد اين روزها هر خلوت من يک شمع و يک پروانه دارد اندوه من با ساز عشقت رقصيدني جانانه دارد اين روزهاي تنهايي من تلفيقي از موج و کوير است روح غريب و خسته من از هر چه جز ياد تو سير است اين روزها در صفحه ی دل نور عجيبي مي درخشد اسم قشنگت تازگي ها جور عجيبي مي درخشد اين روزها حس غريبي در تار و پودم لانه کرده ديگر قرار ماندنم نيست شوقت مرا ديوانه کرده اين روزها جز نگاهت اين دور رو بر جايي ندارم رودم که جز درياي مهرت در سينه ماوايي ندارم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 0:1 توسط علی
|
|
||